نگاهی به تاریخ معماری و دکوراسیون داخلی در اروپا و آمریکا در قرن بیستم (۱)

واقعیت این است که می توان از روند تاریخ در هر زمینه ای پند گرفت و در زندگی فردی و اجتماعی از آن سود برد. با نگاهی اجمالی به تاریخ معماری و دکوراسیون داخلی در اروپا و آمریکای شمالی و روند شکل گیری مدرنیسم از اواخر قرن نوزدهم و قرن بیستم سعی بر این است که بتوانیم از نگاه به روند رشد این پدیده و چگونگی شکل گیری آن طی بیش از ۱۰۰ سال ، بتوانیم به دیدگاه مناسبی در این جهت دست یابیم .

در زمینه تاریخ علم طراحی و نحوه برخورد با این “هنر- حرفه” در تاریخ جهان ، به خصوص در یکصد سال گذشته و بیشتر در تاریخ ایالات متحده آمریکا ، مواردی قابل طرح است که اگر به دقت مورد توجه قرار گیرند ، می تواند در روند رشد صنعت مبلمان ایران و منطقه موثر واقع گردد. به امید آنکه درج این مطالب بهانه ای باشدکه موجب توجه همه دست اندر کاران این هنر صنعت ، به این روند پیچیده و پند گیری از آن شود . توجهی که می تواند در جهت رشد این صنعت کارآفرین و بهادادن بیشتر به گروه بزرگ طراحان جوان و خلاق این مرز و بوم در جهت بهره گیری از توانمندی های ایشان باشد.

این ساختمانی نمایشگاهی با سبک مدرن است ،در سال ۱۹۲۹ در کشور اسپانیا و شهر بارسلون اجرا شده است ، کارفرمای این پروژه کشور آلمان بوده است . فریم این ساختمان از فلز و در نما از سنگ های پولیش شده استفاده شده است.

این اولین کار بزرگ لودویگ میس ون درروهه از غرفه آلمان ۱۹۲۹ نمایشگاه بین المللی در بارسلونا بود. میس در سال ۱۹۳۷ به ایالات متحده نقل مکان کرد، و سبک بین المللی ابداعی که میس به عنوان رهبر آن شناخته می شود ، در طول ۲۰ سال بعد از آن به نقطه اوج خود رسید. و تمامی ساختمان های اداری مدرن ساخته شده از فولاد و شیشه که تحت تأثیر کار لودویگ میس ون در روهه در سراسر جهان در طول قرن ۲۰ ساخته شد ، بیانگر تاثیر عظیم سبک مدرن ایجاد شده توسط وی می باشد ، در اینجا به ذکر چند نمونه از پروژه های انجام شده توسط این معمار بزرگ آلمانی – آمریکائی می پردازیم.

بین سالهای ۱۹۰۸ تا ۱۹۱۱ لودویک ون در روهه در شرکت معماری پیتر برنر استخدام شد . در همین دوره معماران مشهور دیگری به نامهای والتر گروپیوس “Walter Gropius” ,و هانس میر “Hannes Meyer” و از همه مشهورتر لو کوربوزیه “Le Corbusier ” در همین شرکت مشغول به کار بودند و البته همکاری با این طراحان صاحب سبک بین المللی تاثیرات بسیاری در رشد افکار و اندیشه های او داشت و در سالهای بعد از مهاجرت او به ایالات متحده آمریکا ، اثرات همراهی با ایشان در افکار و ساخته های این آرشیتکت صاحب سبک بیشتر نمایان گردید.

ملاقات با “میس ون در روهه” ، با توجه به تجربه و سابقه او که بیش از ۲۰ سال تفاوت سن داشتند ، تاثیر بسیاری بر” نلسون “گذاشت و همانگونه که ذکر شد علاوه بر آشنائی با بسیاری از مدرنیست های اروپا از طریق او در بازگشت به آمریکا با بسیاری از بزرگان آن روز آرشیتکت در آمریکا که توسط “روهه” به او معرفی شده بودند، تماس برقرار نمود از جمله ایشان فرانک لوید رایت بود که همکاری این دو در انجمن معماران آمریکا منشاء تحولات عظیمی در معماری و دکوراسیون داخلی در آمریکا و جهان گردید.

اجازه می خواهیم که به این قسمت از تاریخ طراحی از دیدگاه یکی از مشهورترین طراحان قرن بیستم بنگریم ، او جورج نلسون (۱۹۰۸-–۱۹۸۶)می باشد . تحصیلاتش در رشته طراحی صنعتی بوده است ، او یکی از بنیان گزاران مدرنیسم در آمریکا است و معروفترین و مهمترین طراح شرکت تولید مبلمان هرمن میلر ” Herman Miller” بوده است ، به جرات می توان گفت که بسیاری از طرح های بدیع در مبلمان مدرن قرن بیستم را او پایه گذاشته است . نلسون فارغ التحصیل دانشگاه YALE در رشته معماری بود . پس از آنکه در ۱۹۲۸ در معماری فارغ التحصیل شد در ادامه تحصیل در رشته هنر های زیبا را نیز ادامه داد و در ۱۹۳۱ در این رشته نیز فارغ التحصیل شد . در همان دوران موفق به دریافت جوائز متعدد از جمله جایزه رم گردید که بورس تحصیلی یکساله در معماری در رم را به دنبال داشت ، او با تمرکز در رم اما با نگاه به همه اروپا تقریبا با تمامی سران مدرنیست آن دوران با هدف انتشار ایده ها و افکار ایشان در مجله فورچون ، ملاقات و گفتگو داشت . از جمله با مشاهیری چون Ludwig Mies Van Der Rohe ملاقات داشت . در این ملاقات ون در روهه در مورد Frank Lloyd Wrightاز نلسون سوال کرد ، و البته نلسون در مورد رایت زیاد نمی دانست . اما سال بعد که به آمریکا بازگشت با رایت ملاقات کرد و به همراه او انجمن معماران آمریکا را تاسیس نمود و به این ترتیب باعث شد که رایت نیز از انزوا به در آید .

Lake Shore Drive, Chicago, Illinois

Seagram ساخته شده در سالهای ( ۸- ۱۹۵۴)
یکی از نمادین ترین آسمان خراشهای شهر نیویورک در آمریکا

در این بخش به تعدادی از کالاهای مبلمان که “Ludwig Mies Van Der Rohe” لودویگ میس ون در روهه طراحی نموده است و بسیار نیز مشهور می باشند ، اشاره می کنیم و البته که مبل بارسلونا معروفترین این کالاها است و خود در حقیقت سرفصل شروع به ساخت کالای مبلمان با استفاده از فلز بوده است.

چند تصویر از نمونه کارگاههائی که در دهه سوم قرن بیستم اینگونه صندلی ها را با تکنیک های آنروز تولید می کردند.

اجرای برخی از دیتیل های تولید شده در طرح های لودویک ، در حدود ۸۰ سال قبل ،امروزه نیز چندان آسان نمی نماید .

used to express the view that a minimalist approach to artistic or aesthetic matters is more effective.
“کوچک زیباتر است ” جهت بیان این دیدگاه می باشد که رویکرد حداقلی ( مینیمالیستی) در مسائل هنری و زیبایی شناسی موثرتر است.
و این فلسفه زیر بنائی در طراحی های ” میس ون در روهه” بوده است . “Less is more”

mies van der rohe – sketching, – سال ۱۹۶۰ میلادی

در خصوص معرفی بیشتر”جورج نلسون ” ، از دیگر پیشروان معماری سبک مدرن و “فرانک لوید رایت” معمار آمریکائی و ابداع کننده فلسفه “معماری ارگانیک” و همچنین دیگر بزرگان معماری قرن بیستم در آمریکا و تاثیراتی که معماری آمریکای شمالی از آرشیتکت های بزرگ اروپائی پذیرفته اند ، در بخشهای بعدی این مقاله توضیحات کاملتری ارائه خواهیم نمود، این تصویری از فرانک لوید رایت است در سنین جوانی

موزه رابرت گوگنهایم نیویورک از موزه‌های مشهور شهر نیویورک در منطقه منهتن این شهر است.
این موزه توسط معمار بزرگ آمریکایی فرانک لوید رایت طراحی گردید. در طرح رایت بازدیدکنندگان موزه پس از وارد شدن به ساختمان به وسیله آسانسوری با اتاق قوسی به بالا ترین نقطه رامپی می رسند که تا بالای ساختمان ادامه دارد و به تدریج پیرامون فضایی باز و گسترده پایین می آیند، در حالیکه همواره از حق انتخاب تغییر تراز با آسانسور نیز برخوردار می باشند و در انتها، پس از بازدید نمایشگاه، خود را در طبقه همکف نزدیک به درب خروجی می یابند و این برخلاف بسیاری از موزه های متداول و سیکولاسیونی است که در طول گالری های معمول برای تماشاچیان پیش بینی می شود .

موزه گوگنهایم توسط انستیتو معماران آمریکا به عنوان یکی از هفده اثر این معمار که می بایست به جهت سهم ونقش آنها در پیشبرد فرهنگ آمریکا حفاظت شوند،انتخاب شد.این موزه به عنوان آخرین یادگار از توانایی رایت در خلق کیفیات غیر منتظره فرم و فضای معماری، دشوارترین کار در طول دوران فعالیت حرفه ای وی بود.

سولومون رابرت گوگنهایم بنیان گذار موسسه گوگنهایم که مجذوب ایده رامپ مارپیچی رایت شده بود تا زمان مرگش پیش از اتمام پروژه از آن حمایت کرد.از سال ۱۹۴۳ پس از جستجو در میان معماران اروپایی نظر لوکوربوزیه، والتر گروپیوس، ریچارد نویترا و… برای طراحی بنایی مناسب برای مجموعه ارزشمند جمع آوری شده توسط گوگنهایم، در نهایت کار طراحی به این معمار آمریکایی واگذار گردید، تا سال ۱۹۵۶ پروژه با تاخیر فراوان مواجه شد. و سرانجام در سال ۱۹۵۹ شش ماه پس از مرگ رایت، موزه برای بازدید عموم افتتاح گردید.

جلال آل احمد این موزه را اینگونه توصیف می‌کند:
موزه راحتی بود و دلباز و خسته نکننده،……. همه چیز به جای خود ، و مارپیچ و دایره‌ای در بالا پهن و در پایین باریک شونده، عین دوکی، از راس پهن تر بر زمین و مضافاتش همه با هم جور ، مثلاً آسانسورش بجای مربع یا مستطیل، نیمدایره بود و قوس مانند. و جمعاً خوب بود.