مدرسه هنر معماری باوهاوس ( بخش اول )
فضای آموزشی و کتابخانه

مدرسه هنر معماری باوهاوس Bauhaus زمینه ساز معماری قرن بیستم (بخش اول)

۰
(۰)

نمائی از مدرسه باوهاوس

باوهاوس به عنوان یک مدرسه هنر و طراحی در سال ۱۹۱۹ توسط معمار “Walter Gropius “والتر گروپیوس تاسیس شد.( توجه داشته باشیم که جنگ جهانی اول در ۱۹۱۸ خاتمه یافت و در حقیقت تاسیس این مدرسه مترادف با پایان این جنگ بوده است.) مدرسه در اصل در وایمار آلمان قرار داشت، اما با توجه به درگیری با سوسیالیست های ملی ابتدا در ۱۹۲۶ به دسائو منتقل شد و بعدها در سال ۱۹۳۲ به برلین انتقال یافت . و پس از آن در سال ۱۹۳۳ بسته شد. باوهاوس با نفوذ ترین مدرسه هنر مدرن در قرن بیستم بود ، روش باوهاوس در آموزش و تفهیم هنرها و ارتباط با جامعه و تکنولوژی مجموعه ای بود از هردو مورد اروپا و آمریکا تا سالها پس از بسته شدن آن ادامه داشت . باوهاوس تاثیر و نفوذ بسیار عمیقی بر رشد و گسترش همه ابعاد هنری ، از رسانه های هنری در زمینه های معماری گرفته تا طراحی صنعتی ، طراحی گرافیک و طراحی داخلی و تایپوگرافی گذاشت .

هدف هنرمندان باوهاوس این بود که کوشش کنند که میان هنرمندان و صنعتگران پلی ایجاد نموده و فاصله میان هنر و صنعت را نزدیکتر نمایند و اتحادی کامل میان خلاقیت و تولید برقرار گردد. باوهاوس بر شهرنشینی و تکنولوژی و ایجاد نزدیکی میان فرهنگ ماشینی قرن بیستم و هنر تاکید داشت . بر اساس نظرات باوهاوس در شرایط آغاز قرن بیستم و زندگی صنعتی و شهر نشینی ، لازم است که کالاهای صنعتی با تولید انبوه جای محصولات رومانتیک و دست ساز را پر کنند . باوهاوس در اصل شورشی علیه تزئینات و دکوراسیون اشرافی بود که مفهوم طراحی و هنر قبل از سال ۱۹۱۹ بیشتر به این اشرافیت گرایش داشت . هدف باوهاوس تولید کالاهائی بود که باید مشخصا ساده تر، کاربردی و صادقانه با سطوح تمیز، مستطیل شکل باشند. اهداف باوهاوس کاملا متناسب با مینیمالیسم معاصر بود. باوهاوس بر سنت صنایع دستی از انگلستان، (راسکین، موریس) و آلمان (Deutsche Werkbund) ساخته شده بود و در نتیجه عینیت یک واکنش عمومی در برابر سبک سردرگم و تزئینات طبقه بالا بود که مشخصه دوران پایانی قرن بوده است.

والتر گروپیوس با احترام برای تجدید بنای صنایع دستی و فن آوری و در تمام رسانه های هنری می خواست که یک مدرسه، با نگرش به هنر و صنایع دستی که یک بار در قرون وسطی درخصوص آن اقدام شده بود، ایجاد نماید. پیش ازآن یک مانع تکبرآمیز بین صنعتگر و هنرمند مطرح بود. در اواسط ۱۹۲۰ میلادی مدرسه باوهاوس به دسائو منتقل شد و در ۱۹۳۰ لودویگ میس ون در روهه جایگزین والتر گروپیوس شد .
باوهاوس بر اساس اصول قرن نوزدهم میلادی و تفکرات طراح انگلیسی ویلیام موریس و جنبش هنر و صنایع ایجاد شده بود با این دیدگاه که هنر باید برآورده کننده نیازهای جامعه باشد و این که هیچ تمایز و فاصله ای نباید میان هنرهای زیبا و صنایع عملی (هنرهای کاربردی) وجود داشته باشد.نکته اصلی این است که هنر و معماری مدرن باید پاسخگوی نیازها و تأثیرات جهان صنعتی مدرن باشد.
باوهاوس بیشتر شبیه به یک کارگاه از یک موسسه آموزشی بود. این “محلی برای ساخته شدن”(باوهاوس) که در آن استادان و شاگردان پس از یک دوره مقدماتی دو ساله با هم در کارگاه های آموزشی مشغول به کار می شدند، در آن همه چیز از فنجانها تا ساختمان با استفاده از همان اصول کلی طراحی شده بود و با گذشت زمان برخی از این اصطلاحات به کار گرفته شد.
در اواخر سال ۱۹۲۰ میلادی، زمانی که باوهاوس در دسائو تحت رهبری کمونیست سوئیسی هانس مایر قرار گرفت، همه دانستند که مدرسه تماما درراستای حرفه ای و علمی تر شدن قرار گرفته است. رادیکالیسم مدرسه ، محصولات خود را در یک بافت اجتماعی سخت تر قرار داده است و با توجه به مشخصات سیاسی این مسیر واضح تر شد. این نگرش بورژوازی و رویکرد فرمالیستی و بصری به هنر باعث خرده گرفتن بر تحمل سیاسی است. تا آنجا که مدرسه می توانست به عنوان پاتوق آنارشیستی برای اهل چک عمل کند ، حق حیات داشت، اما به زودی نقشی پررنگ به عنوان منتقد اجتاعی پیدا کرد، گشتاپو دخالت کرد و با وجود این واقعیت مایر در سال ۱۹۳۰ برکنار شد، مدرسه را به لودویگ میس ون در روهه سپردند که از مواضع سیاسی بیشتر فاصله داشت.
این مدرسه همچنین به خاطر دانشکده اش و گروه پر بار اساتیدش مشهور بود ، این هیئت علمی، شامل هنرمندان واسیلی کاندینسکی، جوزف آلبرز، لازلو موهولی ناگی، پل کله اسکار شلمر و یوهانس ایتن ، معماران گروپیوس و لودویگ میس ون در روهه، و طراح مارسل بروئر بود.
(artists Wassily Kandinsky, Josef Albers, László Moholy-Nagy, Paul Klee, Oskar Schlemmer and Johannes Itten, architects Walter Gropius and Ludwig Mies van der Rohe, and designer Marcel Breuer.)
انگیزه ایجاد باوهاوس حاصل از اضطرابی بود که در قرن نوزدهم ریشه داشت و آن هم ترس از دست رفتن روح هنر از جامعه به علت صنعتی شدن بود که آنرا soulessness” نامیدند و آن را معادل از دست رفتن روح زیبائی شناسی می دانستند. در جامعه صنعتی خلاقیت و تولید از هم جدا می نماید و هدف باوهاوس این بود که آنها را یک بار دیگر متحد نموده و در کنار هم گرد آورد. باوهاوس همچنین سعی می نمود تا سیستم قدیمی دانشگاهی را دوباره جوان نموده و روحی جدید در آن بدمد . اگر چه باوهاوس خود را از سنت های آکادمیک قدیمی رهانده بود اما آموزش هنرهای زیبا برای باوهاوس از دغدغه های اصلی بود، و این به تاکید بر مهارت های عملی، صنعتی و تکنیک هائی که بیشتر یادآور نظام صنفی قرون وسطی بود مرتبط است. بدین ترتیب باوهاوس هدف خود را هنر خوب و تولید با هدف و حل مسائل یک جامعه مدرن صنعتی قرار داده بود.

به این مطلب علاقه داشتید؟

میانگین امتیازها ۰ / ۵. تعداد نظرات: ۰

اولین نفر باشید که برای این مطلب امتیاز ثبت می کنید.

مطالب مرتبط