مدرسه ابتدایی HUGS

مدرسه ابتدایی hugs در سال۱۹۰۷ ساخته شده و در آلمان واقع است.از آنجاییکه سیستمهای آموزشی تغییرات قابل توجهی نسبت به قبل کرده است، لذا تصمیم به بازسازی ساختمان مدرسه، برای پاسخگویی به نیازهای زندگی مدرن و علاوه بران استفاده از مبلمانی برای تقسیم بندی فضای داخلی و همچنین فرم دادن به سازه تاریخی گرفته شد.

زمانی که تصمیم به تغییر در ساختار مدرسه گرفته شد،بازدید اولیه توسط دفترساحل (COAST)صورت گرفت .در بازدید اولیه مشکلات شناسایی شدند. کلاس های درس و اتاق های معلمان فضایی بدون ساختار بود. فضاهای انباری بیش از حد کم و کوچک بود و امکانات بهداشتی ضعیفی وجود داشت.از این رو هدف از طراحی مجدد علاوه بر اهداف کاربردی و زیبایی ،طراحی فضایی برای ایجاد تغییرات اساسی در فضاهای داخلی بود.

یکی دیگر از جنبه های مهم طراحی ایجاد یک حس هویت و در این راه مقابله با خشونت، تهاجم و تخریب بوده است که در بسیاری از موسسات آموزشی امروز شایع است.کانسپ طراحی، استفاده از رنگهای جسورانه می باشد.که با استفاده از افکار کودکان نسبت به خوراکیها (رنگ وبوی) آنهامانند شکلات و توت فرنگی و آدامس شکل گرفته است.استفاده از رنگ یک هویت خاص به فضا می دهد، به طوری که کار و بازی در آنها تجربه ای تازه می شود.در ضمن استفاده از آنها در بعضی فضاها مثل راهروی ورودی به اتاق معلمان باعث کاهش استرس وفشارهای عصبی شده است.

ممکن است این نوع استفاده از رنگها برای بزرگسالان سورئال به نظر برسد ، ولی یک مفهوم واقعی و قابل قبول برای کودکان است. شدت رنگ بستگی به عملکرد فضا و مدت زمان استفاده از آنها دارد.فضاهایی که درآنها صرف زمان کمتراست، مانند راه پله و سرویس های بهداشتی ، در معرض طراحی رنگهای جسورانه است ، در حالی که درکلاس های درس و اتاق معلمان ازرنگهای ساده ترومحدود استفاده شده است.

بنفش رنگ عرفان و معنویت است. بنفش سیر در اصل ترکیبی از رنگ های آبی و قرمز می باشد که ویژگی های هر دو رنگ را یکجا در بر دارد. تندی قرمز به واسطه آرامش و خنکی آبی فروکش می کند و به حس تازه تبدیل می شود و شما را به آرامش و رهایی دعوت می نمایند. وقتی بنفش در کنار سفید قرار می گیرد سمبل خالص بودن و تواضع است.علم رنگ شناسی ثابت کرده است که بنفش آثار ترس و شوک های روحی را پاک می کند و در این زمینه مانند اشعه ماوراء بنفش عمل می نماید.بنابراین از ترکیبات مختلف آن برای این فضای آموزشی استفاده شده است.

به کارگیری رنگ سفید در فضا به خصوص برای پوشش های اصلی، آن مکان را روشن تر و بزرگتر جلوه می دهد. و همچنین برای تاکید کردن بر فضاها استفاده شده است.رنگ سفید برای فضاهائی با عناصر معماری قدیمی و یا جهت ایجاد هماهنگی بین سبک های کاملاً مجزای معماری بسیار ایده آل است.

صورتی گرم و روح بخش است،رنگی است که از ثبات زیادی برخوردار است و هر جا که باشد زندگی و نشاط را در آن مکان القا می کند.این رنگ در طیف های ملایم آرام بخش و در طیف های تیره تر محرک و انرژی زاست.این رنگ علاوه بر اینکه احساس آرامش و راحتی را القا می کند به شدت ضد افسردگی و گوشه گیری است.رنگ صورتی نسبت به رنگ قرمز آرامش بخش تر است و به خصوص باعث جلب توجه کودکان می شود.از اینرو از این رنگ در راه پله و راهرو ها استفاده شده که کودکان با انرژی و بدون استرس به کلاسهای درس وارد شوند.

رنگ سبز ترکیبی از رنگ های آبی و زرد است. این رنگ، رنگ غالب گیاهان و زندگی جدید و بهار و تازگی می باشد.رنگ سبز را رنگ طبیعت نامیدند و هستی و حیات را همراه با آن می دانند. شتاب برای یک زندگی تازه با سبز آغاز می شود و کاربرد این رنگ در این فضا، تزریق هستی جریان دار و حیاتی پویا به روح و روان دانش آموزان خواهد بود. پژوهشگران معتقدند که سبز با عملکرد غده تیموس مرتبط است واز نور سبز به عنوان درمانی برای مبارزه با خستگی شدید نام می برند. همچنین گفته می شود که رنگ سبز می تواند از شدت بیماری کلاستر و فوبی ( ترس از قرار گرفتن در محیط های بسته ) بکاهد و در از بین بردن خاطرات بد، موثر باشد.

رنگ نارنجی سمبل نشاط و شادی و نیز نشانه دانش و آگاهی است . این رنگ احساس اجتماعی بودن را در فرد تقویت کرده و فعالیت اجتماعی را قدرت می بخشد.رنگ‌ متضاد نارنجی، رنگ سبز است و استفاده از این ترکیب رنگ، فضاهارا پررنگ‌تر کرده و قدرت رنگ‌ ها را بیشتر نشان می‌دهد.استفاده از نورگیرهای دایره ای شکل نارنجی در این فضا هم به جهت ترکیب رنگی و هم برای افزایش سرعت ،ورود و خروج افراد در نظر گرفته شده است.

برای آنکه بتوانیم ارتباطی درست میان طبیعت خود با فضابرقرار سازیم، باید بیاموزیم که ترس از متفاوت بودن با سایرین را از خود برانیم، مشکلی که امروزه بسیار با آن در گیریم و بسیاری از طراحی های معماری و داخلی را تحت الشعاع قرار می دهد. نمی توان در جامعه ای سیاه و سفید، تفکری رنگی داشت و فردایی بهتر را تصور کرد. غالباً خود را در حصاری از رنگ هایی به تحمیل عرف و جامعه «معقول» و «بی روح» و بی رمق قرار می دهیم، رنگ هایی که مانع از بروز احساسات و نمایان شدن خود واقعی ما می گردد.به منظور کمک برای ایجاد فضایی مطلوب و دلنشین در محیط زندگی خود و بهره گیری هر چه بهتر از رنگ ها، لازم است اطلاعات گسترده تری درباره ارتباطات فردی خویش با رنگ ها به دست آوریم و مواردی را درک کنیم که علاقه مندی یا بیزاری به رنگ های خاص را در مورد ما آشکار می سازد. با بذل توجه بیشتر به قدرت رنگ ها در فضاها ممکن است از آنچه به واسطه این کار نمایان می شود به شکلی خوشایند یا ناخوشایند غرق حیرت شویم. رسیدن به ترکیب رنگ مناسب در محیط ، نه فقط جلب توجه می کند بلکه حالتی از اطمینان و آرامش را نیز القا می کند.
کار موثر با رنگ بیش از همه به تحریک حس خلاقیت نیازمند است. به دست آوردن یک ترکیب رنگ مناسب که درست با منظور و هدف فرد منطبق باشد خود به نوعی «آفرینش» محسوب می شود.